يحيى دولت آبادى

304

حيات يحيى ( فارسى )

سه چهار هزار نفر با چند توپ شرپنل و غيره در اردو جمع است يكى از شبها كه نگارنده به خانه مستشار السلطان ميرود آنجا ميشنوم كه روز جمعه يازدهم فرستاده‌اند تمام خانهاى اعيان و اشراف كه اطراف بهارستان و مسجد سپهسالار است خبر كرده‌اند حمله بمجلس خواهد شد شما اهل‌وعيال خود را بمحله ديگر بفرستيد و هم روز جمعه صورت تلگرافى ديده مىشود كه از جانب شاه بملاير مخابره شده براى احضار فوج آنجا بامضاى امير بهادر جنگ بىاطلاع وزير مسئول اينها شاهد حال است كه مشروطيت در باغشاه منحل شده و آنجا اعتنائى بقانون اساسى نيست خلاصه روز سه‌شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه مجلس انتظار رسيدن جواب لايحه خود را از شاه دارد و تصور مىكند شاه نميتواند جواب نامساعد از آن لايحه بدهد و قطعا تسليم شده و نقض قانونى كه نموده است جبران خواهد كرد و اطمينان خواهد داد كه ديگر خلاف قانون رفتار نكند و اگر كرد از سلطنت خلع باشد معلوم است هواى بهارستان با هواى باغ شاه تفاوت كلى دارد روزيكه رئيس مجلس با شش نفر از نمايندگان لايحه را نزد شاه برده‌اند و رئيس ميخواسته است لايحه را بخواند شاه ميگيرد و ميگويد خودم ميخوانم و جواب خواهم فرستاد و بنمايندگان بىاعتنائى مىكند معلوم است لايحه را كه پيش از رسيدن بتوسط نمايندگان او از همه‌چيزش خبر دارد ميداند در حوزه تندروان مجلس نوشته شده و دست چه اشخاص داخل بوده و اكثريت مجلس محض حفظ صورت موافقت نموده است بهتر از اين پذيرائى نخواهد كرد و هم در اين ايام شنيده مىشود سفارت روس بحمايت از شاه سفارت فرانسه را واداشته است از سفراى ديگر دعوت كند و در آن مجلس از انجمنهاى ملى و تجاوز از حد نمودن آنها و تندروى تندروان ملت گفتگو شده بالاخره بسفرا اظهار داشته است كه شاه براى حفظ امنيت ميخواهد چند نفر اشخاص مفسد را كه در گرفتارى آنها خود را ذيحق ميداند تبعيد كند و سفراء را با خود موافق كرده بشاه اطمينان داده است از اين‌رو شاه از طرف خارجه‌ها در اقداماتى كه بر ضد مجلس مىكند نگرانى ندارد و بايد دانست كه انگليسان هم در اينوقت كارى با مجلس و مشروطه ما ندارند و از موافقت با روسها دريغ نميكنند اينست كه دست